جاذبه های گردشگری ایرانجاذبه های گردشگری جهانسوغات و صنایع دستیغذاهامجلهمهاجرت

خوشمزه‌گردی از کاراکوی تا فاتح

خوشمزه‌گردی از کاراکوی تا فاتح

سمفونی طعم‌ها در قسطنطنیه: یک روز خوشمزه‌گردی از کاراکوی تا فاتح

امروز قرار نیست یک توریست معمولی باشیم که در رستوران‌های لوکس و گران‌قیمتِ حاشیه میدان تکسیم غذا می‌خورد. امروز می‌خواهیم مثل یک استانبولی اصیل، کفش‌های پیاده‌روی را بپوشیم و یک مسیر جادویی را طی کنیم. مسیری که از محله‌ی باحال و هیپستر «کاراکوی»  شروع می‌شود، از روی پل گالاتا می‌گذرد و در نهایت به قلب سنت و مذهب شهر، یعنی محله‌ی «فاتح»  می‌رسد. این یک ماراتن کالری است؛ پس کمربندهایتان را شل کنید و آماده‌ی غرق شدن در دنیای ادویه‌ها، نان‌های تازه و گوشت‌های لذیذ شوید

استانبول شهری است که با چشم‌ها دیده می‌شود، اما با زبان و معده درک می‌شود! اگر فکر می‌کنید جاذبه‌های این شهر تنها به مسجد ایاصوفیه، برج گالاتا یا کاخ توپکاپی خلاصه می‌شود، سخت در اشتباهید. روح واقعی استانبول در گاری‌های قرمزرنگ خیابانی، در دود کباب‌های زغالی کوچه‌پس‌کوچه‌ها و در استکان‌های کمر باریک چایی نهفته است که بخارشان با هوای مرطوب بسفر درمی‌آمیزد.

آغاز صبح در کاراکوی: نان سیمیت و صبحانه‌ی سلاطین

خورشید که بر فراز شاخ طلایی طلوع می‌کند، ماجراجویی ما در کاراکوی آغاز می‌شود. کاراکوی جایی است که تاریخ با هنر خیابانی (Graffiti) و کافه‌های موج سوم قهوه ترکیب شده است. اما ما برای قهوه لاته اینجا نیستیم؛ ما دنبال اصالتیم.

بورک؛ لایه‌های ترد بهشتی

اگر سیمیت برایتان کافی نیست، وقت آن است که به سراغ «سو بورگی» (Su Böreği) بروید. کاراکوی میزبان برخی از بهترین باقلوافروشی‌ها و بورک‌فروشی‌های شهر است (مثل کاراکوی گولو‌اوغلو). سو بورگی یا «بورک آبی»، برخلاف سایر بورک‌ها که خشک و ترد هستند، بافتی نرم، لایه‌لایه و پر از کره دارد که در دهان آب می‌شود. ورقه‌های خمیر در آب جوش پخته می‌شوند و سپس با لایه‌های سخاوتمندانه‌ای از پنیر و جعفری و روغن کره حیوانی در فر قرار می‌گیرند. این غذا سنگین است، اما طعم کره‌ای آن تا آخر عمر زیر زبانتان می‌ماند.

سیمیت؛ حلقه‌ی طلایی استانبول

اولین ایستگاه هر روزی در ترکیه، دکه‌های قرمز رنگ سیمیت‌فروشی است. سیمیت فقط یک نان نیست؛ یک سبک زندگی است. وقتی به کاراکوی می‌رسید، بوی کنجد بوداده هوش از سرتان می‌برد. سیمیت واقعی باید بیرونش برشته و ترد، و داخلش نرم و اسفنجی باشد. راز طعم جادویی آن در «شیره انگور» (Pekmez) است که خمیر را قبل از کنجدپاشی در آن می‌غلتانند.

یک سیمیت داغ بخرید، اما صبر کنید! خوردن سیمیت خشک خالی از لطف است. به یکی از چایخانه‌های کوچک کنار اسکله بروید، جایی که صندلی‌های کوتاه چوبی را در پیاده‌رو چیده‌اند. صدای برخورد قاشق‌های کوچک با استکان‌های کمرباریک، موسیقی متن صبحگاهی استانبول است. سیمیت را تکه کنید و با پنیر سفید و چای غلیظ ترکی میل کنید تا انرژی لازم برای پیاده‌روی طولانی پیش رو را به دست آورید.

عبور از پل گالاتا: ماهی، دریا و ماهیگیران

حالا که صبحانه را خوردیم، وقت آن است که از بخش اروپایی مدرن‌تر به سمت بخش تاریخی برویم. پل گالاتا فقط یک پل نیست؛ یک گذرگاه فرهنگی است. در طبقه بالای پل، صدها ماهیگیر با قلاب‌هایشان ایستاده‌اند و منتظر صید روز هستند. اینجا جایی است که یکی از نمادین‌ترین غذاهای خیابانی استانبول متولد شده است.

ترشی سویو؛ معجون صورتی رنگ

در کنار فروشندگان ساندویچ ماهی، دکه‌هایی را می‌بینید که شیشه‌های بزرگ پر از ترشی‌های رنگارنگ چیده‌اند. اینجا باید «ترشی سویو» (Turşu Suyu) یا همان آب ترشی را امتحان کنید. یک لیوان پلاستیکی پر از مایع صورتی‌رنگ تند و تیز که داخلش قطعات کوچک خیارشور و کلم ترشی شناور است.

این نوشیدنی با طعم ماهی گریل شده تضاد عجیبی دارد و به هضم غذای چرب کمک می‌کند. در استانبول همیشه بحثی قدیمی وجود دارد: آب ترشی باید با سرکه باشد یا لیمو؟ در امین‌ونو معمولاً ترکیبی استادانه از هر دو را تجربه می‌کنید که شوری و ترشی آن، ضربان قلبتان را بالا می‌برد!

بالیک اکمک؛ ساندویچ ماهی با طعم دریا

در انتهای پل و در سمت «امین‌ونو» (Eminönü)، قایق‌های پرزرق و برقی را می‌بینید که روی آب تاب می‌خورند و دود غلیظی از آن‌ها بلند می‌شود. این‌ها آشپزخانه‌های شناور هستند. «بالیک اکمک» (Balık Ekmek) ساده‌ترین و در عین حال شاهکارترین ساندویچ دریایی است که خواهید خورد.

فیله‌های ماهی خال‌مخالی (Mackerel) تازه روی صفحات داغ گریل می‌شوند، سپس لای نان سفید باگت قرار می‌گیرند و روی آن فقط پیاز خام، کاهو و کمی آبلیمو می‌ریزند. هیچ سس مایونز یا افزودنی دیگری در کار نیست. طعم دودی ماهی، تردی پیاز و تازگی نان در کنار منظره‌ی مسجد سلیمانیه، تجربه‌ای است که با هیچ رستوران پنج ستاره‌ای قابل مقایسه نیست. روی چهارپایه‌های کوچک پلاستیکی بنشینید و مراقب تیغ‌های احتمالی ماهی باشید!

ورود به منطقه تاریخی: از سیرکجی تا بازار ادویه

با عبور از شلوغی امین‌ونو و بوی ادویه‌هایی که از «میصیر چارشیسی» (بازار ادویه) می‌آید، به سمت محله سیرکجی و هوجاپاشا حرکت می‌کنیم. اینجا منطقه‌ای است که توریست‌ها زیاد هستند، اما اگر بدانید کجا بروید، جواهرات پنهانی پیدا می‌کنید.

جاغ کباب؛ جد بزرگ دونر کباب

قبل از اینکه کاملاً وارد فاتح شویم، در کوچه پس‌کوچه‌های سیرکجی (خیابان هوجاپاشا)، باید با پدر جد کباب ترکی آشنا شوید: «جاغ کباب» (Cağ Kebabı). برخلاف دونر کباب که عمودی می‌چرخد، جاغ کباب روی آتش هیزم به صورت افقی می‌چرخد.

این کباب اصالتاً متعلق به شهر ارزروم است اما در استانبول طرفداران دیوانه‌واری دارد. گوشت بره که از شب قبل در پیاز و ادویه خوابانده شده، به سیخ کشیده می‌شود. استاد کباب‌زن، برش‌های نازک و آبدار گوشت را جدا کرده و روی سیخ‌های کوچک فلزی سرو می‌کند. چربی گوشت روی آتش هیزم جلز و ولز می‌کند و طعمی دودی و بی‌نظیر می‌گیرد. این کباب معمولاً با نان لواش بسیار نازک، پیاز سماقی و ماست غلیظ سرو می‌شود. هشدار: خوردن یک سیخ غیرممکن است؛ تا به خودتان بیایید می‌بینید ۵ سیخ خالی جلوی‌تان است!

بلوط و ذرت کبابی؛ تنقلات بین راهی

در مسیر پیاده‌روی به سمت فاتح، هر چند متر یک بار با چرخ‌دستی‌های قرمز مواجه می‌شوید که بخار از آن‌ها بلند می‌شود. اگر در پاییز و زمستان سفر می‌کنید، «کِستانه کباب» (Kestane) یا بلوط بوداده پادشاه خیابان است. بلوط‌های داغ که پوستشان ترک خورده و طعم شیرین و دودی دارند، دستانتان را گرم و دلتان را خوش می‌کنند. در تابستان اما، بلال‌های شیری کبابی یا آب‌‌پز جایگزین آن‌ها می‌شوند. نمک زدن به بلال داغ و گاز زدن آن در حین تماشای شلوغی شهر، حسی از تعلق به استانبول به شما می‌دهد.

مقصد نهایی: فاتح، قلمروی غذاهای سنتی

حالا وارد منطقه‌ی «فاتح» می‌شویم. اینجا استانبولِ قدیم است. خیابان‌ها مذهبی‌تر، ساختمان‌ها قدیمی‌تر و غذاها اصیل‌تر می‌شوند. در فاتح خبری از غذاهای فانتزی نیست؛ اینجا قلمروی گوشت، چربی و سنت است.

بوریان کباب؛ اوج هنر گوشت

اگر فکر می‌کنید کباب فقط کوبیده و برگ است، در فاتح نظرتان عوض می‌شود. به دنبال رستوران‌هایی بگردید که نام «Siirt» (شهر سیرت) یا «Büryan» را دارند. بوریان کباب روشی باستانی برای پخت گوشت است.

در این روش، یک بره کامل (یا لاشه گوسفند) را تمیز کرده و در تنورهای بسیار عمیق زیرزمینی آویزان می‌کنند. درب تنور با گل گرفته می‌شود و گوشت ساعت‌ها با حرارت ملایم و دود چوب کاج می‌پزد. نتیجه؟ گوشتی که به محض لمس کردن از استخوان جدا می‌شود، پوستی که مثل چیپس ترد شده و طعمی که هیچ ادویه‌ای نمی‌تواند تقلید کند. این غذا معمولاً روی نان پدِ (نان تخت نانوایی) سرو می‌شود تا روغن لذیذ گوشت هدر نرود. این غذا را باید با دست خورد تا لذت آن کامل شود.

کوکورچ؛ غذای شجاعان

اگر هنوز جا دارید و حس ماجراجویی‌تان گل کرده، فاتح بهترین جا برای امتحان کردن «کوکورچ» (Kokoreç) است. شاید در نگاه اول ظاهرش شبیه یک رول بزرگ گوشت به نظر برسد، اما در واقع روده‌ی گوسفند است که دورِ دل و قلوه پیچیده شده و روی زغال کباب می‌شود.

شاید توصیفش اشتهاآور نباشد، اما طعمش جادویی است. آشپز روده کباب شده را با ساطور ریزریز می‌کند، با کوهی از فلفل قرمز تند، پونه کوهی (آویشن) و گوجه‌فرنگی مخلوط کرده و لای نان باگت می‌ریزد. این غذا، پادشاه غذاهای خیابانی شبانه است. ادویه‌های تند و طعم چرب و برشته‌ی روده، ترکیبی است که بسیاری از توریست‌ها بعد از یک بار امتحان کردن، عاشقش می‌شوند.

پیده؛ قایق‌های خمیری پرملات

در حالی که در خیابان‌های سنگ‌فرش فاتح قدم می‌زنید، بوی نان تازه شما را به سمت «پیده‌سراها» می‌کشاند. پیده (Pide) که اغلب به اشتباه پیتزای ترکی نامیده می‌شود، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. خمیر نازکی که به شکل قایق درآمده و داخل آن با مواد مختلف پر می‌شود.

در منطقه فاتح، به دنبال «پیده کارادنیز» (Karadeniz Pidesi) یا پیده دریای سیاه باشید. مشهورترین نوع آن «کاوورمالی» (Kavurmalı) است که با گوشت قرمه شده و پنیر محلی کشسان پر می‌شود. وقتی پیده داغ از تنور هیزمی بیرون می‌آید، آشپز یک تکه کره محلی روی آن می‌مالد که با حرارت نان ذوب می‌شود. تردی لبه‌های نان و نرمی مرکز آن که با پنیر و گوشت ترکیب شده، شاهکاری از کربوهیدرات و پروتئین است.

حسن ختام شیرین: از بوزا تا کونفه

هیچ وعده غذایی در ترکیه بدون دسر تمام نمی‌شود و فاتح بهشت شیرینی‌های سنتی است.

بوزا؛ نوشیدنی اجدادی در وفا

سفر شکم‌گردی ما بدون بازدید از محله‌ی «وفا» (Vefa) در منطقه فاتح و نوشیدن «بوزا» (Boza) کامل نمی‌شود. بوزا یک نوشیدنی تخمیری باستانی است که از ارزن، گندم یا ذرت تهیه می‌شود. این نوشیدنی غلیظ، کرم‌رنگ و با طعمی ملس (ترش و شیرین) است.

مشهورترین مکان، مغازه‌ی تاریخی «Vefa Bozacısı» است که از سال ۱۸۷۶ دایر است و حتی آتاتورک هم مشتری آن بوده (لیوان او هنوز در ویترین نگهداری می‌شود). فضای مغازه با کاشی‌های آبی و آینه‌کاری‌های قدیمی، شما را به صد سال پیش می‌برد. بوزا را در لیوان‌های شیشه‌ای می‌ریزند و روی آن دارچین فراوان و نخودچی بوداده (لبلبی) می‌ریزند. بافت سنگین و طعم خاص آن شاید برای همه خوشایند نباشد، اما بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ زمستانی استانبول است.

کونفه؛ رقص پنیر و شکر

فراموش نکنید که به یکی از شیرینی‌فروشی‌های اصیل فاتح بروید و «کونفه» (Künefe) سفارش دهید. رشته‌های کادایف که در کره سرخ شده‌اند و وسط آن‌ها پنیر بدون نمک مخصوص آب شده است. وقتی آن را داغ سرو می‌کنند و شربت شکر روی آن می‌ریزند، صدای «جز» آن شنیدنی است. روی کونفه معمولاً پودر پسته و یک اسکوپ سرشیر (Kaymak) می‌گذارند. تضاد بین کادایف داغ و ترد با سرشیر سرد و لطیف، و کش آمدن پنیر میانی، پایانی باشکوه برای وعده غذایی شماست.

سخن پایانی: طعم واقعی سفر

وقتی در انتهای روز، با پاهایی خسته اما دلی راضی و شکمی سیر در خیابان‌های تاریک و روشن فاتح قدم می‌زنید، متوجه می‌شوید که استانبول را بهتر شناخته‌اید. این سفر از کاراکوی مدرن تا فاتح سنتی، فقط گذشتن از روی نقشه نبود؛ بلکه سفر در لایه‌های فرهنگی و اجتماعی ترکیه بود.

غذاهای خیابانی استانبول زبان مشترک مردم این شهر هستند؛ زبانی که فاصله‌ی بین فقیر و غنی، مدرن و سنتی را از بین می‌برد. همه در صف سیمیت برابرند و همه از بوی کباب سرمست می‌شوند. پس در سفر بعدی‌تان، نقشه‌ها را کنار بگذارید، بوی غذاها را دنبال کنید و اجازه دهید خیابان‌های استانبول برایتان آشپزی کنند. نوش جان! (Afiyet Olsun!)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا